در یکی از سایت ها مطلبی رو دیدم که اعصابم داغون شد . یک آدم که متال نمی فهمه فرموده همه بفهمید که بیش از یک میلیارد طرفدار متال خودکشی می کنند یا باید بکنند
چرا چون این فرد گفته
مطلب رو بخوانید و قضاوت کنید :
|
چگونه میتوان متال گوش کرد اما خودکشی نکرد! |
| |
| |
|
|

|
|
| |
|
|
|
| |
|
|
| |
| |
|
|
 |
|
در بین گونههای متنوع موسیقی تنها گونهای که منتقدان بسیاری جلوش میایستند و عقیدهی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی میگذارد و انسانها را به جنونهای آنی، ناهنجاریهای روانی و نهایتا خودکشی میکشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونههای خشنتر ِ موسیقی ِ راک است. | |
 | |
|
|
|
|
|
|
پیشگفتار:« اول میخواستم این مقاله را که خودم پیشنهاد کرده بودم و قولش را به سردبیر داده بودم با عنوان ِ (رابطه ی موسیقی متال با خودکشی) شروع کنم اما نتوانستم. چون هرچه فکر کردم دیدم حقیقتا هنر زیبای موسیقی (حالا از هرگونه ی آن) هیچ ارتباط مستقیمی با موضوع سیاه ِ خودکشی نداشته و ندارد و نخواهد داشت! و تازه، کدام جوان را میشناسید که فیالمثل در ایران به صِرف ِ گوش دادن به موسیقی متال یا موسیقی های غم انگیز خودکشی کرده باشد؟! آیا مشکلات ِ اساسی ِ جوانان ِ ما موسیقی های غربی ست؟! آیا وقت ِ آن نرسیده که در جامعهی بحران زده ی جوانان ایرانی که روز به روز آمار خودکشی در آن بالا و بالاتر میرود یقهی علتها را بچسبیم نه معلولها را؟! اما از آنجا که این نوشته را باید مینوشتم! پس اول سعی کردم دلایلی که از اینور و آنور و حتی از کتابهای مختلف در رد ِ نظر خودم شنیده و خوانده ام را بیاورم و سپس دلایل نقض آن دلایل را! آخرش هم نمیدانم چه نتیجهای گرفتم! »
***
در بین گونههای متنوع موسیقی تنها گونهای که منتقدان بسیاری جلوش میایستند و عقیدهی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی میگذارد و انسانها را به جنونهای آنی، ناهنجاریهای روانی و نهایتا خودکشی میکشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونههای خشنتر ِ موسیقی ِ راک است. به موسیقی متال لقب موسیقی ِ روانخراش دادهاند! تازه این نهایت لطفشان به این گونه موسیقی ست. چون هستند کسانی که اصلا متال را موسیقی نمیدانند و به کل موسیقی ِ راک ( که متال یکی از زیر شاخه های آن است ) سر و صدا میگویند. روانخراش بودن ِ موسیقی متال گرچه مقدار زیادی به سلیقه و عادتهای گوش ِ شنونده برمیگردد اما چندان هم لقب بیمسمایی نیست! ریفهای سرد و کوبندهی گیتار بیس، جیغهای بنفش گیتار الکتریک همراه با فریادهای هولناک ِ خواننده و درامز ِ متنوع و سرعتی ِ این نوع موسیقی که بیشتر از هرچیز حسی از بدویت به شنونده القا میکند و دهها ویژگی ِ منحصربفرد ِ متال باعث شده که هرکسی نتواند این موسیقی را حتی برای ثانیههایی تاب بیاورد! کاریش هم نمیشود کرد! متال اینطور است! خشن، پیچیده، سیاه و معترض! اگر جز این باشد متال نیست! تاثیرات موسیقی متال ( البته به تنهایی و بدون کمک ِ مخدرهای روانگردان! ) مخصوصا بر قشر جوان آنچنان شدید است که می توان گفت هرجا که یک متال باز وجود دارد حداقل یک نفر دیگر هم هست که با وحشت و انزجار به کل ماجرا نگاه کند و به هر وسیله که شده سعی کند او را از این «دیوانهبازیها» برهاند؛ که قسمتی از این دیوانهبازیها به ویژه در کشور ایران و در بین جوانان ایرانی به دلیل این است که جوانان ایرانی نیز مانند بزرگان ِ این مملکت بیشتر بدنبال ِ هیاهو و جار و جنجالهای حاشیهای ِ هر چیز هستند تا متن ِ آن. و البته باید این مهم را در نظر گرفت که موانع متعددی که مقابل موسیقی متال مخصوصا در کشور ما، ایران، وجود دارد این موسیقی را مطرح تر می کند و به مسائل تنشزا و تاثیرات نابهنجار ِ آن دامن میزند. مثلا این حرف شاید بظاهر مسخره باشد که موانع ِ گوش کردن و لذت بردن از این نوع موسیقی بسیار بیشتر باعث روان خراشی ِ جوانان ِ ایرانی ِ متال باز است تا خود ِ موسیقی متال!! از طرف دیگر جوانی که از متال نفی میشود ممکن است برود آنچنان خودش را در این موسیقی حبس کند که بالاخره دیستورشنها و ریفهای خشن متال بزنند اعصاب مرکزی و سپس جان عزیزش را درب و داغان کنند! چون بهرحال همهی ما میدانیم که زیادهروی در هر کاری باعث ضرر است! مثلا اگر یکهو بنشینی به مقدار ِ زیاد ماست یا آلبالو ببلعی، غول هم که باشی سردیات میکند و به تهوع دچار میشوی! منتقدان ِ این موسیقی میگویند موسیقی متال باعث ناهنجاریهای روانی، اجتماعی و خودکشی ِ قشر جوان میشود. اما توجه نمیکنند که نه موسیقی و نه هیچ هنر و نه هیچ چیز دیگری بجز آفرینندهی ما نمیتواند چیزی را از «هیچ» خلق کند! همانطور که مطالعهی آثار صادق هدایت یا یک فیلسوف ِ نیهیلیست هر کسی را به خودکشی نمیرساند موسیقی متال نیز هیچ جوان نرمال و درست و حسابی را به مواد مخدر یا خودکشی متمایل نمیکند. این جوان ِ مادرمُرده ای(!) که همراه ِ موسیقی متال به مواد مخدر یا قرصهای روان گردان یا خودکشی روی میآورد حتما یک مرگیش بوده که اولا از بین اینهمه موسیقی ِ متعارف و الکیخوش رفته خفنترینشان را انتخاب کرده و ثانیا خودش را توش اینطور دارد خفه میکند. موسیقی تشدیدکنندهی احساسات ِ انسان است اما آنها را از هیچ بوجود نمیآورد! اگر یک جوان متعارف از موسیقی متال بدش بیاید خب کنارش میگذارد و موسیقی ِ متعارفی گوش میکند. پس اگر بشدت اذیتش میکند اما کنارش نمیگذارد و اگر از این موسیقی استفادهی درست نمیکند نباید به متال ایراد گرفت؛ کار از جای دیگری میلنگد. شعر نیز در موسیقی متال نیمی از تاثیرگذاری را به عهده دارند و چه بسا تمرکز زیاد روی اشعار پوچگرایانهی برخی از گروهها خطرناک باشد. البته اگر شنونده به آنچه که خواننده می خواند اهمیت بدهد! ( که معمولا در ایران اینطور نیست! خندهدار نیست که در ایران جوانان ِ بسیاری از موسیقی بدون کلام بیزارند و در عینحال توجهی به اشعار خوانده شده در موسیقی ندارند؟! مثلا برای خیلیهاشان فرقی نمیکند معر(!) مزخرف: «خیلی خونسردی!/ دیوونهم کردی!» و شعر ساده و زیبای: «اگه یه روز بری سفر/ بری ز پیشم بیخبر»! انگار که فقط باید یکنفر باشد که وسط موسیقی عر بزند!... زدم به جاده خاکی انگار! ) اشعار در موسیقی متال با اعتراض به ناهنجاریهای سیاسی، نژادی، خانوادگی و غیره همراه است و اشعار عاشقانه جایی ندارند و یا ناخودآگاه به ضد عاشقانههایی بسیار تلخ و نومیدکننده و کنایهآمیز تبدیل میشوند. البته نباید پنداشت که این موسیقی بجز ناامیدی و سیاهی چیزی برای عرضه به مخاطب ِ خود ندارد! متال به همان اندازه که ناامید میکند به همان اندازه هم به فکر هم وامیدارد و امید میدهد. موسیقی متال میکوشد اشتباهات جمعی و فردی را با غلوی که ویژگی ِ موسیقی متال، چه در موسیقی و چه در اشعار، است به انسانها گوشزد کند و آنها را از خواب غفلت بیدار کند. بیشتر اشعاری که هماکنون در گروه های متال ِ دنیای غرب خوانده میشود گاه دربارهی سیاستمداران ِ فریبکار، گاه دربارهی مذهب ِ ریاکارانه و گاه نیز در مورد اشتباهات و غفلتهای انسان ِ خوشگذران و هوا و هوسی ست. که باز هم صد البته نباید با این حرف که اینها فقط، مشکلات ِ دنیای غرب است از چنگ این موسیقی فرار کرد! چه بسا این مشکلات در ما بیشتر از غربیها باشد! به این قسمت از شعر Inner self «خویش ِ درون» از گروه برزیلی ِ سپولترا توجه کنید:
Walking these dirty streets With hate in my mind Feeling the scorn of the world I wont follow your rules Blame and lies, contradicitions arise
Nonconformity in my inner self I only guide my inner self … این اشعار حدیث ِ نفس ِ چند نفر از جوانان ِ سرگردان ایرانی است؟... تمرکز روی موضوعات آزاردهنده و تفکربرانگیز پایه و اساس ِ اشعار متال است. و این را هم گفتیم که زیاده روی در هر موضوعی مضر است. پس تمرکز در این اشعار که از موضوعات سنگین و سیاه آکندهاند میتواند بخصوص انسانهای حساس را حساستر کند و گاه نیز آنها را به سوی مأمنی برای تسکین ِ حساسیتشان بکشاند. این مأمن می تواند مذهب و معنویت و محبت و مهربانی به اطرافیان و تلاش برای رفع ِ اشکالات ِ دنیا باشد و یا مواد مخدر، الکل یا خودویرانگری و خودکشی! انتخابش دیگر با اوست! بهرحال من فکر میکنم نباید عالم ِ زیبای موسیقی را هم مانند ِ سیاستمان به این آسانی جناحبندی کنیم و نقایص پیدا و پنهان ِ مادی و معنوی ِ جامعه مان را ساده انگارانه به گردن ِ هنر موسیقی بیاندازیم.
پسگفتار: « مقالهی(مقاله؟!) بسیار آشفتهای شد! خیلی از گفتنیها هم این وسط گم شدند! ببخشید دیگه! درست عین ذهن ِ خودم شده؛ آشفته و گیج و بیسرانجام! بهرحال از کوزه همان برون تراود که در اوست! البته شاید هم به این دلیل باشد که وقت نوشتن ِ این مقاله قطعات متالِ بسی خفن گوش میدادم!... »
اشکان نیّری
| | | |
از همه ی عزیزان و متالر ها انتظار می رود تا با اعتراض به این سایت مقدمات حذف این مطلب را
فراهم آورید و همگی متحد این امر را با تنها یک ایمیل زدن محقق سازید .
همگی اعتراض نامه زیر را با ایمیل برای آیدی که مشخص شده بفرستید :::
به نام خدا
در پی آوردن مطلبی از سایت شما در باره خودکشی فردی که اطلاعی راچع به موسیقی ندارد
مطالبی پوچ و بی محتوایی را نوشته که ادرس آن به شرح زیر است :
http://www.7sang.com/mag/2005/09/10/worldmusic-suicide_metal_music.php
بیش از 100 سایت و وبلاگ موسیقی این مطلب را نادرست میدانند بهتر است که از جریحه دار کردن بیشتر روان ما
این مطلب را حذف کنید . مثلا" سایت دارید ولی نمیدانید که چه مطالبی بی محتوا مانند همین متال و خودکشی را ثبت کرده اید.
از طرف وبلاگ های متال و موسیقی
TO THIS E -MAIL : info@7sang.ir
Writed By KING OF KINGS *** FARID METAL در 7 Jul 2007